مؤلف مجهول
مقدمه 8
تاريخ سيستان
سيستان طبرى را نديدست ، چنان كه با تاريخ زين الاخبار گرديزى و عتبى نيز اختلافاتى دارد كه بايد در مستدركات اين كتاب بعدا بتفصيل ذكر شود . 2 ) در صفحهء 4 ميگويد : « منجمان حكم كردند در عهد گرشاسپ كه تا چهار هزار سال شمسى اين شهر بماند و چون مصطفى ( ص ) بيرون آيد اول كسانى كه او را اجابت كنند مردم سيستان باشند . . . و اندر روزگار دين او چهار صد و چهل و چهار سال وقعتها باشد و چون چهار صد و چهل و چهار سال بگذرد اين شهر باز آبادان گردد بر دست شه پوركان . . . كه [ از ] نزديكان كيان بوده باشند . . . الخ » . و ازين جمله پيداست كه اين كتاب خود در همان عهد يعنى در اواسط قرن پنجم تحرير شده است ، و اين جمله خدمتى است كه مؤلف بپادشاه زمان خود كرده است ، چنان كه نظاير وضع اين قبيل اخبار در متن شاهنامهء ابو منصورى ( نامهء رستم ببرادرش ) و غيره ديده شده است و نيز با قسمت ديگرى كه ذكر خواهد شد اين معنى به خوبى منجّز خواهد گرديد . 3 ) در صفحهء 373 سطر اول گويد : « خطبه كردن امير طغرل محمد بن ميكال ادام الله ملكه بسجستان يوم الجمعه الثامن من المحرّم سنهء خمس و اربعين و اربعمائه » و از جملهء « ادام الله ملكه » كه در هيچ عهدى ازين كتاب سابقه ندارد پيداست كه مؤلف اين قسمت از كتاب ، خود در همان عهد مىزيسته است يعنى در 445 و اين تاريخ يك سال پس از تاريخى است كه در قسم ( 2 ) بدان اشارت رفت . و باز مؤيدات ديگرى هست كه مطلب را به كلى روشن ميسازد . 4 ) قبل ازين در صفحه 350 سطر 15 - 16 در پايان دولت امير خلف بن احمد گويد : « هنوز پس از آن هيچكس را ازيشان دولتى [ نبوده است ] و ايزد تعالى داند هر گه باشد » ازين جمله نيز مدلل مىشود كه اين قسمت از اين كتاب در عصر ابو الفضل اول كه معاصر با طغرل سلجوقى بوده تأليف شده است ، چه در نسبنامهء كه بعدها مورخان براى ملوك نيمروز ترتيب داده اند [ 1 ] آنان را بآل صفار و يعقوب پيوسته اند ،
--> [ 1 ] تاريخ هراة تأليف معين الدين اسفزارى نسخه خطى دانشكده معقول و منقول . و احياء الملوك و غيره .